تبلیغات
ندای آزادی(حرفهای ناگفته یه پسر بد) - باز آمد بوی ماه مدرسه
Share |

جستجو

 

باز آمد بوی ماه مدرسه

پنجشنبه 30 شهریور 1391   10:28 ب.ظ


نوع مطلب : خبر ،عمومی ،آزادی ،

باز آمد بوی ماه مدرسه، بوی بازی های راه مدرسه، بوی ماه مهر، ماه مهربان، بوی خورشید پگاه مدرسه، از میان کوچه های خستگی، می گریزم در پناه مدرسه، باز می بینم زشوق بچه ها، اشتیاقی در نگاه مدرسه، زنگ تفریح و هیاهوی نشاط، خنده های قاه قاه مدرسه .


یادش بخیر.چه روز های خوبی بود. دغدغه ی اینکه دفتر چند برگ برداریم واسه درسهامون، خریدن کیف و کفش نو .خرید کلی دفتر و مداد و پاکن، جامدادی، از اونها که آکواریومی بود ،یعنی توش ماهی داشت.مداد تراشهای جور واجور، پاکن هایی که خودکار رو هم پاک میکرد که البته فقط دفترو کثیف میکرد نه بیشتر.دغدغه ی مدرسه جدید و دوستای جدید و معلمهای جدید و امتحان نهایی. من عاشق زنگ ورزش بودم.دغدغه ی بیدار شدن صبح زود و مراسم صبحگاه و ورزش صبحگاهی.چه دورانی بود.با اینکه درسم بد نبود اما فکر امتحانای ثلث اول و دوم و سوم رو که میکنم و کارنامه ، اصلاً دلم نمی خواد برگردم به اون دوران.تمام معلمهام که نه اما اکثرشون رو یادمه.همشون رو دوست داشتم.درسته که از بعضیهاشون کتک خوردم اما دلخور نیستم.درست روز اولی رو که رفتم مدرسه یادم میاد.چه روزی بود.

یادتون میاد مدادمون رو از دوسر می تراشیدیم.کیا مثل من هر روز مداد و پاکن گم میکردن؟ وای ، وای ، لیوان واسه آبخوردن رو یادتون میاد.از اون لیوانا که جمع میشد.لقمه ای که مامان میگذاشت تو کیفم و اکثراً یادم میرفت بخورم. تق تق تق ، معلم در کلاس رو باز میکرد آقای ناظم بود .این لقمه رو بدید به فلانی.مامانش واسش آورده یا به فلانی بگید وسایلش رو جمع کنه ،والدینش اومدن اجازش رو گرفتن که ببرنش.چقدر خوشحال میشدم :-)    

آقا اجازه بریم دستشویی؟ نه .بزار اونی که رفته بیاد ، بعدش تو برو. از این کارتهای آفرین ، صد آفرین بهمون میدادن.اونموقع ها یه تیکه موکت رو دیوار چسبونده بودن و یک لیست از بچه های کلاس روش بود.چند وقت یکبار اگه کسی بچه ی خوبی بود یا نمرش خوب شده بود واسش ستاره میچسبوندن که بعداً بهش جایزه بدن.یادش بخیر.الان اگه ستاره داشته باشی یعنی از تحصیل محرومی !!!

بیچاره دانش آموزهای امسال که آخر شهریور جمعه میشه و از شنبه اول مهر باید برن کلاس. 


نوشته شده توسط : حسین رحمتی نیا