تبلیغات
ندای آزادی(حرفهای ناگفته یه پسر بد) - تجاوز
Share |

جستجو

 

تجاوز

دوشنبه 22 آذر 1389   11:34 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

         تجاوز

                                   

با صدای دختری از خواب بیدار شدم که صداش از رادیو فردا پخش میشد.داشت در مورد مشکلی صحبت می کرد که خیلی آزارش داده بود و الان داشت تلاش می کرد به دختر دیگه ای که این مشکل رو داشت کمک کنه.میگفت : خیلی سخته که تو خونه باشی و طرف هم تو خونه باشه.الکی لبخند بزنی و هیچی نگی.باید گفت.الان من دیگه راحتم.می تونم جایی که اون هست نرم و دلیل محکمی هم دارم.من خیلی فکر کردم که چی میتونه شده باشه.متوجه نشدم.اونم خیلی سر بسته حرف میزد.تا اینکه صحبتهای اون خانم تمام شد و با یک روانشناس صحبت کردن.که اون روانشناس من رو متوجه موضوع کرد.تجاوز به دختر توسط پدر یا برادر اون دختر.واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای . اینا روانین . میگفت اول اینکه نباید سکوت کرد.باید گفت.که متجاوز رو ببرن دکتر یا یک فکری بکنن.و به دختر ها هم گفت سعی کنن که تو خونه تنها نمونن با یارو و کلی راه کارهای دیگه.مثلاً اینکه یک دختره 12 ساله یا همین حدود بیدار میشه میبینه که پدرش داره تنشو میخوره و یکی از کارهای پیشگیریش این بوده که کرم ضد پشه به تنش میمالیده که پدرش نتونه این  کار رو تکرار کنه و بماند که این کارش باعث شده که کتک بخوره و تیغ روی صورتش کشیده بشه.

چشمام در اومد.کوچیکتر که بودم از یکی از دوستام شنیده بودم  یه همچین جریانی رو.اما اون موقع خیلی باور نکردم.به نظر من همچین آدمها روانین و باید بستری بشن تو یک بیمارستان روانی. میگفتن چند روز پیش هم پدری دختر چهارده سالش رو آورده به یکی از بیمارستانهای تهران واسه سقط جنین و می گفته که کار برادرشه.

الان مغزم هنگه.دیگه نمیدونم چی بنویسم.این فاجعس.


نوشته شده توسط : حسین رحمتی نیا